از قطب جنوب چه می دانیم چهارشنبه 10 مهر1387 18:55
در این پست سعی می کنم در مورد قطب جنوب مطالبی برای شما تهیه کنم .

 آيرين شيوايي  پنجمين مسافر  ايراني به قطب جنوب

آدم تصور نمي‌كند بتواند روزي قطب جنوب را ببيند؛ تمام صحنه‌هايي كه روزي از جعبه جادويي ديده است؛ تمام آن جانوران پردار و بي‌پر عجيب و غريب؛ تمام آن تكه‌هاي غول‌پيكر يخ روي اقيانوس آبي آبي. شايد حتي ته دلمان بارها از خود پرسيده‌ايم آيا چنين جايي وجود خارجي دارد؟ سرزمين پر از برف و يخ؛ جايي كه هر 6 ماه يك‌بار جاي شب و روز با هم عوض مي‌شود؟ آيرين شيوايي تنها زن ايراني و پنجمين ايراني است كه قطب جنوب را از نزديك ديده، شناي پنگوئن‌ها را تماشا كرده و با فوك‌ها عكس يادگاري گرفته است.



جنوبگان متعلق به هيچ كشوري نيست؛ يك مملكت كاملا آزاد است؛ جايي كه هيچ آدمي در آن زندگي نمي‌كند، به جز محققاني كه به‌طور موقت در پايگاه‌هاي تحقيقاتي آن به‌سر مي‌برند. با همه اينها جنوبگان قانون مخصوص خودش را دارد؛ يك انجمن بين‌المللي كه تورهاي جنوبگان را سازمان‌دهي مي‌كند، قوانيني وضع كرده كه طبق آن آدم‌ها مجاز به رفت و آمد در قطب جنوب هستند؛ به شرطي كه به حيوانات نزديك نشوند، به آنها دست نزنند، در طبيعت هيچ اثري از خودشان به جاي نگذارند و از قطب جنوب هيچ چيزي - حتي يك سنگريزه - بيرون نبرند. جنوبگان سرزمين حيوانات است، مكان امن خداوند؛ جايي كه در آن حيوانات از انسان‌ها نمي‌ترسند.

سفر پرهزينه

ماجراي سفر آيرين و اينكه چه شد كه او براي رفتن به اين سفر انتخاب شد، داستان جالبي است؛ هزينه سفر به جنوبگان بسيار بالاست؛ حداقل 6-5 ميليون بايد هزينه كرد؛ تازه اين جدا از خرج و مخارج شخصي آدم است؛ براي همين هم افراد معمولا از پس چنين هزينه‌اي برنمي‌آيند و احتياج به كسي دارند كه از آنها حمايت مالي كند؛ سفر من يك سفر علمي بين‌المللي بود كه دانش‌آموزان و دانشجويان از سراسر دنيا در آن شركت كرده بودند. از ايران فقط من بودم. شركت‌كنندگان در اين سفر هم در رده سني خاصي بودند؛ دبيرستان تا سال‌هاي اول دانشگاه.

اين برنامه را يك مؤسسه بين‌المللي در كانادا تدارك ديده بود. در اين سفر، 64نفر شركت‌كننده بودند؛ به همراه 25 نفر كادر آموزش و راهنما. بيشتر شركت‌كننده‌ها – ازجمله خود من– براي اين سفر حامي داشتند؛ البته چند نفر هم بودند كه با هزينه شخصي آمده بودند». هزينه سفر آيرين را خانم انوشه انصاري تمام و كمال پرداخته بود؛ راستش نمي‌دانم هزينه سفر چقدر بود؛ خانم انصاري مرا آنجا ثبت‌نام كردند و بليت را هم خودشان گرفتند. به همين دليل هم نمي‌دانم هزينه‌ها به چه صورت است.

انتخاب شدم

آيرين درواقع از ميان جمعي از دوستان هم‌سن و سال خودش براي سفر انتخاب شد و به خانم انصاري معرفي‌اش كردند؛ خانم انصاري مي‌خواست يكي از دانش‌آموزان ايراني را به سفر بفرستد. براي انتخاب آن فرد از دوستان‌اش در ايران كمك خواست. درخواست كرد تعدادي دانش‌آموز را به او معرفي كنند، بعد با آنها مصاحبه كردند. فاكتورهاي انتخاب، سابقه علمي بود و زبان انگليسي به‌عنوان تنها عامل ارتباطي در چنين مسافرتي

آيرين نمي‌دانست قرار است به قطب جنوب برود؛ به نجوم علاقه‌مندم، 5 سال است كه به‌طور جدي فعاليت‌هاي نجومي انجام مي‌دهم. براي رصد ستاره‌ها و ماه به نقاط مختلف كوير ايران سفر كرده‌ام؛ حتي خارج از كشور هم رفته‌ام. راه به قطب رفتنم هم انگار از ميان همين ستاره‌ها مي‌گذرد.



يك‌بار استاد نجوم‌ام از من خواست يك رزومه از فعاليت‌هاي علمي‌ام بنويسم و به او بدهم؛ آن موقع نمي‌دانستم مي‌خواهد با آن چه كار كند. وقتي گفت براي رفتن به جنوبگان انتخاب شده‌ام، واقعا جا خوردم!. اما آيرين مي‌گويد خوشبختي واقعي‌اش وقتي بوده كه توانسته براي ورود به آرژانتين ويزا بگيرد؛ براي رفتن به قطب بايد اول به پاريس مي‌رفتم، آنجا يك توقف چندساعته داشتم و بعد عازم آرژانتين مي‌شدم. پروسه گرفتن ويزا از آرژانتين خيلي طول كشيد؛ طوري كه داشتم از رفتن نااميد مي‌شدم. وقتي ويزاي آرژانتين به دستم رسيد، ديگر خيالم راحت شد چون مي‌دانستم كه بالاخره دارم به قطب مي‌روم!. آيرين بعد از رسيدن به آرژانتين عازم اوشووايا شد؛ اوشووايا جنوبي‌ترين شهر جهان است. از آنجا بايد سوار كشتي مي‌شديم و به سمت جنوبگان مي‌رفتيم.

آبي‌ترين آبي

از اوشووايا تا قطب، اقيانوس پيش‌رويمان گسترده بود؛ آبي آبي؛ آبي‌ترين دريايي كه تابه‌حال ديده بودم. تا نزديكي‌هاي قطب، دريا آبي بود اما نزديك جنوبگان وارد منطقه كه شديم، كوه‌هاي شناور يخي، اطراف‌مان را احاطه كردند؛ طوري كه بايد از لابه‌لاي آنها مي‌گذشتيم؛ منظره بي‌نظيري بود. سفيدي كوه‌هاي يخي و آبي‌بودن اقيانوس با هم تركيب شگفت‌آوري پديد آورده بود.



در تمام طول سفر - به‌جز موقع خواب - روي عرشه بودم؛ دلم نمي‌آمد لحظه‌اي ديدن اين مناظر را از دست بدهم؛ مناظري كه ممكن بود ديگر هيچ‌وقت موفق به ديدنشان نشوم. ارتفاع كوه‌هاي يخ به 3-2 متر هم مي‌رسد؛ تلالو نور روي كوه‌هاي يخ، آنها را به رنگ‌هاي آبي و نقره‌اي و... درمي‌آورد و منظره‌اي بديع مي‌آفريند. 98 درصد جنوبگان با برف و يخ پوشيده شده و تنها 2 درصد آن خشكي است كه اين 2 درصد هم سنگ و كوه است. اين بخش‌ها هم بيشتر لبه‌هاي 2 قاره است؛ جايي كه آيرين و همراهان‌اش آنجا رفته‌اند.

تابستان بود

اوضاع نيمكره جنوبي دقيقا عكس ماست؛ حالا كه كشور ما زمستان است، قاره قطب جنوب تابستان است و بهترين موقع است براي مسافرت؛ به همين علت هم دماي هوا نسبتا خوب بود؛ حدود 5 تا 10 درجه زير صفر؛ اما باد خيلي شديدي داشت. جالب است بدانيد جنوبگان بادخيزترين قاره است؛ بادهاي خيلي شديدي دارد. با اينكه ما زياد وارد قاره نشديم اما بازهم از گزند اين بادها در امان نبوديم.

قاره قطب جنوب هيچ بومي‌اي ندارد. برخلاف تصور مردم، اسكيموها ساكن اين قاره نيستند. ‌آنها ساكن شمالگان‌اند. با همه اينها دهكده‌هايي هست كه محققان همراه خانواده‌هايشان در آنها زندگي مي‌كنند. در اين دهكده‌ها حتي براي بچه‌هاي اين افراد مدرسه هم هست. آنها آنجا همه‌جور امكاناتي دارند؛ خانه، برق، گرما و... .

جنوبگان مرتفع‌ترين، خشك‌ترين، بادخيزترين و بكرترين قاره جهان است؛ جايي كه انسان مي‌تواند بديع‌ترين مناظر عمرش را آنجا ببيند. مثلا يك جاهايي كه موقع سفرمان رفتيم، جايي بود به نام خليج پارادايز يا خليج بهشت. انسان مسحور اين صحنه‌ها مي‌شد؛ تا چشم كار مي‌كرد، اقيانوس آبي آبي بود و آ‌سمان آبي‌تر، خورشيد درخشان بود و تكه‌هاي ابر كوچك سفيد؛ تا چشم كار مي‌كرد اقيانوس بود و قطعه‌هاي كوچك و مسطح يخ كه سطح آب را پوشانده بودند و پيش‌رو كوه‌ها را مي‌ديديم كه آنها هم پوشيده از برف بودند. منظره كوه‌ها و پاكي و طراوت آن فضا و زيبايي و رنگ‌هايي كه داشتند، هرگز از خاطرم نمي‌رود.

بوي بد پنگوئن‌ها

پنگوئن‌ها وجود دارند؛ آنها پرندگان بامزه و نسبتا گنده‌اي هستند كه بدنشان با پر پوشيده شده و به جاي پرواز شنا مي‌كنند؛ پرندگاني كه دركشان براي ما - كه به گنجشك و كبوتر عادت كرده‌ايم - دشوار است؛ يكي از جاهايي كه رفتيم، تكه‌هاي يخ بزرگي بود كه پنگوئن‌ها در دسته‌هاي ده‌تايي و بيست‌تايي روي آنها زندگي مي‌كردند. جالب است بدانيد آنها به جز پرواز به همه آنچه نياكان پرنده‌شان احترام مي‌گذاشته‌اند وفادارند. آنها درست مثل پرنده‌ها لانه مي‌سازند و در آن تخم مي‌گذارند! جوجه پنگوئن بسيار بامزه و دوست‌داشتني است اما متاسفانه اين موجودات بسيار بدبو هستند.



درحقيقت جزايري كه اين پنگوئن‌ها در آنها زندگي مي‌كنند، براي انسان‌ها بسيار آزاردهنده هستند. بعضي وقت‌ها هم جاهايي مي‌رفتيم كه كارگاه‌هاي آموزشي‌مان آنجا بود، آنجا آموزش‌هايي به ما داده مي‌شد؛ مثلا اينكه چگونه نمونه‌برداري مي‌كنند و... يا كارگاهي داشتيم در منطقه‌اي كه از نظر زمين‌شناسي منطقه‌اي غني بود. آنجا برايمان توضيح مي‌دادند كه اين سنگ‌ها چه چيزي هستند و اين دانه‌هايي كه مي‌بينيد چه هستند و... .يا منطقه‌اي بود كه پوشيده از يخچال بود، آنجا راجع به يخ و يخچال برايمان توضيح مي‌دادند. بعضي‌جاها اصلا پياده نمي‌شديم، سوار قايق‌هاي بادي‌اي به نام زودياك بوديم و آنجا بين يخ‌ها مي‌گشتيم!

سفر آيرين روي كشتي 10روز ادامه داشت اما كل سفر تا بازگشت‌اش به تهران 15روز طول كشيد. الان آيرين 3هفته‌اي مي‌شود كه به تهران بازگشته است.

زندگي در قطب

اقامت بچه‌ها در كشتي بود. پيش از حركت به آنها بروشورهايي داده شده بود كه هم برنامه سفر در آن بود و هم وسايل موردنياز گفته شده بود؛ به همين دليل بچه‌ها هم با لباس و وسايل كافي آمده بودند؛ مواد غذايي و مايحتاج بچه‌ها را از آرژانتين آورده بودند.

بچه‌ها روزها در قطب مي‌گشتند و شب‌ها به كشتي برمي‌گشتند؛ البته اگر شبي در كار بود؛ هميشه روز بود. در تمام طول سفرمان در قطب، هيچ‌وقت شب نشد؛ البته اوايل كمي مشكل بود؛ مثلا ساعت 10 شب در رستوران غذا مي‌خورديم و به قصد خواب از آن خارج مي‌شديم، روي عرشه كه مي‌آمديم - برخلاف تصورمان - مي‌ديديم هوا روشن است! بعد ياد گرفتيم به جاي آسمان به ساعت‌هايمان نگاه كنيم و قبول كنيم كه حالا ساعت 2 نيمه شب است، هرچند خورشيد به درخشندگي 12ظهر باشد!.



مسئله ديگر بچه‌ها آفتاب تند قطب بود؛ آفتاب بر سطح يخ‌ها عمود مي‌تابد و نور آن چندبرابر مي‌شود. قبل از خروج از كشتي، هربار صورتمان را با انواع كرم‌هاي ضدآفتاب حسابي مي‌پوشانديم. اين قضيه به حدي مهم بود كه حتي هربار هنگام خروج از بلندگوهاي كشتي هم گفته مي‌شد و به بچه‌ها تذكر مي‌دادند.

سفر به قطب هم مثل همه سفرهاي بكر ديگر سختي‌هاي خودش را دارد؛ به‌نظر من همه‌چيز شيرين بود. اصلا همين نبود شب و آفتاب سوزان يا بادهاي مهلك باعث مي‌شد آدم احساس كند بله! اينجا قطب جنوب است؛ جايي كه فقط در كتاب علوم دبستان و برنامه‌هاي تلويزيون چيزهايي درمورد آ‌ن شنيده‌اي و فكر هم نمي‌كردي روزي بتواني آن را از نزديك ببيني».

......................................................................................................................................

 گلاره ارسطافر اولين زن ايراني مسافر قطب جنوب

گلاره ارسطافر اولين زن ايراني كه در سال 2001 به قطب جنوب سفر كرده در هلند زندگي مي كند. او به پونتا آرناس جنوبي‌ترين شهر جهان يا "آخر دنيا" سفر كرده است. ماني پارسا در گفتگو با او از تجربه اش در سفر به قطب جنوب مي پرسد:
با درود. اگر مي‌شود خودتان را معرفي كنيد و درباره�" زمان سفر و مدتي كه طول كشيد براي ما بگوئيد.
گلاره ارسطافر هستم متولد ۱۳۵۷ تهران كه بعد از ازدواجم نام خانوادگي نادر را اختيار كرده‌ام. تا ۱۰ سالگي در ايران بوده‌ام و بعد از آن در كشورهاي مختلف اروپايي و كانادا سكونت داشته‌ام. سفري كه به منطقه قطب جنوب داشتم در ژانويه سال ۲۰۰۱ يعني در ميانه�" تابستان به يكي از جزاير در شمال غربي جنوبگان بود. كلاً يك ماه و يك هفته در ناحيه قطبي بوديم.
چطور شد كه شما راهي منطقه قطب جنوب شديد؟
تحصيلات من در كانادا در رشته�" مهندسي كشاورزي و در هلند در زمينه�" جغرافياي فيزيكي بود. سفر به منطقه�" قطب جنوب هم به عنوان دوره�" كارآموزي براي همين رشته جغرافياي فيزيكي بود. در هلند يك حامي مالي پيدا كردم كه من را براي كارآموزي وارد برنامه‌اي به اسم «مأموريت جنوبگان» كرد. منظور از جنوبگان هم كل ناحيه قطب جنوب است.
شما به چه وسيله‌اي به آن منطقه رفتيد و هدف از اين مأموريت چه بود؟
ما اول به شيلي پرواز كرديم و به جايي به نام پونتا آرناس رسيديم. پونتا آرناس جنوبي‌ترين شهر جهان است و خودشان به آن "آخرين نقطه دنيا" مي‌گويند. از آنجا ۵-۴ ساعت پرواز كرديم و به جزيره بلينگ‌هاوزن در ناحيه قطبي رسيديم كه در يك پايگاه علمي روسي مستقر شديم. گروه ما از ۴ مرد و ۲ زن تشكيل شده ‌بود كه به ‌جز من همگي اروپايي بودند. جالب اينكه رئيس پروژه ما هم از تكاورهاي قديمي انگليسي سازمان جاسوسي ساس بود.
مأموريت گروه ما بررسي راه‌هاي فشرده‌سازي و حمل و نقل زباله‌ها و پسمانده‌هاي پايگاه روس‌ها براي بازيافت بود. كلاً تلاش كرديم براي مسئله و معضل انباشته‌ شدن زباله در قطب جنوب كه مخالف عهدنامه�" جنوبگان هم هست به‌ دنبال راه حل بگرديم. من شخصاً دو وظيفه داشتم يكي انجام تحقيقات اوليه جغرافيايي و هواشناسي براي نصب ژنراتورهاي بادي در منطقه و يكي ديگر صحبت كردن با مقامات شيلي براي انتقال و بازيافت زباله ها در شيلي.
آيا پيش از شما و بعد از شما هم ايرانيان ديگري به قطب جنوب رفته‌اند؟
چند وقت پيش كه در ايران بودم شبكه تلويزيون جام جم مصاحبه‌اي با من كرد و آنجا به من گفتند كه دو مرد ايراني پيش از من به جنوبگان رفته‌اند يكي گويا ارتشي بوده و ديگري يك خبرنگار. بعد از من هم آنطور كه شنيده‌ام يك خانم ايراني به آن نواحي رفته.
آيا در اين سفر با خطراتي هم مواجه شديد؟
موقع برگشتن فكر كرديم رادارهاي هواپيمايمان از كار افتاده و به ‌دنبال جايي براي فرود اضطراري مي‌گشتيم. ما هم حدود ۴ ساعت را در ترس و لرز به ‌سر برديم و بالاخره توانستيم در نقطه‌اي در نزديكي فرودگاه در شيلي فرود اضطراري كنيم. بعد متوجه شديم كه توفان قطبي باعث كور شدن رادار شده بوده و خود دستگاه مشكل اساسي نداشته.
آيا چيزي در مورد مسئله گرم شدن زمين، كه مسئله روز است، در آنجا مشاهده كرديد؟
منطقه‌اي كه پايگاه روس‌ها در آن بود پيش از اين در تابستان‌ها هم پوشيده از برف بوده ولي زماني كه ما رفتيم بيشتر برف‌ها آب شده ‌بود. خوشبختانه عهدنامه جنوبگان از توريستي شدن و مسكوني شدن قطب جنوب جلوگيري كرده وگرنه فعاليت‌هاي انساني در آنجا و ساختمان‌سازي كلاً باعث آب شدن بيشتر يخ‌ها مي‌شد ولي اثر گرم شدن كلي جو زمين به‌ خوبي در سواحل قطب قابل مشاهده است. آب شدن كوه‌هاي يخي باعث بالا آمدن آب اقيانوس‌ها مي‌شود كه باعث مشكل براي بندرهاي جهان از جمله بعضي از بندرهاي جنوبي ايران خواهد شد.
بعد از برگشتن از قطب فعاليت‌هايي مرتبط با مسائل قطب جنوب داشته‌ايد؟
بعد از برگشتن از سفر به ‌مدت سه‌سال به عنوان «سفير قطب جنوب» از طرف سازمان ملل در كشورهاي مختلف از جمله ايران سخنراني مي‌كردم. موضوع سخنراني‌هايم آگاهي پيدا كردن از اهميت حفظ قطب جنوب براي همه ساكنان كره� زمين بود. جالب بود كه در ايران استقبال خوب بود و توانستم از دانشگاهيان، مدارس و ديگر جاها، هزار امضاء براي حمايت از برنامه‌هاي سازمان ملل در مورد حفظ قطب جنوب جمع كنم.
شما با اينكه در سن ده‌سالگي از ايران خارج شده‌ايد ولي ظاهراً تماستان با ايران و زبان فارسي قطع نشده ‌است.
من در كل ۱۴ سال ساكن هلند بوده‌ام و مدرسه� بين‌المللي مي‌رفتم و راحت‌ترين زبان برايم انگليسي است. با اين ‌حال در هلند كلاس فارسي هم رفته‌ام و كلاس‌هاي ادبيات فارسي هم دنبال كرده‌ام و شاهنامه و حافظ‌خواني را هم دوست دارم. من مرتباً به ايران مسافرت مي‌كنم و كلاً تماس زيادي با ايران دارم. ادبيات فارسي را به‌خوبي مي‌خوانم ولي يك ‌دسته از لغات روزنامه‌ها و رسانه‌ها برايم مقداري ناآشناست.
الان شغل شما چيست؟
الان در وزارت كشاورزي و طبيعت و كيفيت غذايي هلند در شهر لاهه كار مي‌كنم. كارم در بخش طبيعت، قسمت امور بين‌الملل است و مسئول قسمت جنوبگان و شمالگان هستم.
اگر كسي بخواهد الان به قطب جنوب سفر بكند چه‌قدر خرج دارد؟
اگر كسي الان بخواهد برود ۴۵۰۰ تا ۵۰۰۰ يورو خرج دارد. اگر از اروپا برود حتماً بايد از وزارت كشاورزي كشورش مجوز بگيرد.
...................................................................................................................................

سفر دبیر کل سازمان ملل به قطب جنوب

بان کی مون اولین دبیر کل سازمان ملل متحد است که از قطب جنوب دیدن مي كند.
به گزارش مرکز خبری امید، دبیر کل سازمان ملل به قطب جنوب سفر کرده تا اثرات گرم شدن هوای کره زمین را مشاهده کند.
بان کی مون از یک پایگاه هوایی متعلق به کشور شیلی در قطب جنوب گفت برای مقابله با تغییرات آب و هوا باید وارد عمل شد.
تعدادی از کارشناسان بلندپایه جهان در زمینه آب و هوا، دبیر کل سازمان ملل را در جریان اثرات پدیده گرم شدن هوای کره زمین بر این قاره یخی قرار دادند.
دبیر کل سازمان ملل که اهل کشور کره جنوبی است، از یک پایگاه تحقیقاتی متعلق به این کشور و نیز از یک کوه یخی دیدن کرد و از مردم جهان خواست برای حفظ محیط زیست و آینده کره زمین تلاش بیشتری به خرج دهند.
قطب جنوب حدود نود درصد از یخ های جهان را در خود جای داده است اما دانشمندان می گویند یخ های این منطقه به سرعت در حال آب شدن است و زندگی حیات وحش آن در معرض تهدید قرار گرفته است. برای مثال در برخی از مناطق، افزایش دما باعث شده پنگوئن ها در جستجوی یک زیستگاه سردتر محل زندگی خود را ترک کنند و به سوی خشکی بروند.
طی پنجاه سال اخیر، دمای هوا در برخی از مناطق قطب جنوب 3 درجه افزایش یافته است.
به گفته کارشناسان، انسان ها دیگر نمی توانند بگویند مصرف سوخت های فسیلی و تولید گازهای گلخانه ای، تاثیری بر گرم شدن هوای زمین ندارد.
دبیر کل سازمان ملل متعهد شده که مقابله با پدیده گرم شدن هوای زمین را از اولویت های کاری خود قرار دهد و خواستار آن شده که ماه آینده در جزیره بالی اندونزی کنفرانسی برای مقابله با این پدیده برگزار شود.


نوشته شده توسط یاسری  | لینک ثابت |